محمد قنبرى
208
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
كه همه و همه نشانگر جايگاه بلند و مكانت عظيم آن بزرگوار در فرهنگ اسلامى است . باب دوم يكسره دربارهء كافى و به طور مشخص به گستردگى دربارهء فروع كافى بحث مىكند . اين باب نيز سه فصل دارد و هر يك از فصول آن داراى مباحثى است : فصل اول از اين باب عهده دار شناسايى كتاب كافى ، جايگاه آن ميان كتابهاى حديثى ، آوازهء كتاب در ميان عالمان و فقيهان و ارجمندى و والايى آن در ديدگاه متفكران و محدثان است . وى در اين مبحث ، افزون بر بحث و بررسى از نام كتاب ، انگيزهء نگارش و مدت زمانى كه مرحوم شيخ در تدوين آن گذرانده است ؛ از مخطوطات كتاب سخن گفته و شرحها ، تعليقهها ، چاپها و كارهاى انجام شده دربارهء آن را معرفى كرده است . يادآورى كنم كه در ميان ترجمههاى فارسى آن از ترجمهء عالم فقيد جليل القدر مرحوم دكتر سيد جواد مصطفوى خراسانى ياد نشده است و از ترجمهء استاد محمدباقر كمرهاى در ضمن چاپهاى كتاب ياد شده است . در ضمن فهرستها نيز از فهرست دقيق و كارآمد مرحوم مصطفوى با عنوان الهادى الى الفاظ اصول الكافى كه جايگاه احاديث در دو چاپ ، يك ترجمه و سر شرح نشان مىدهد ياد نشده است . در فصل دوم از اين باب از شيوهء كلينى در تدوين احاديث « فروع كافى » به تفصيل سخن رفته است . در مبحث اول اين فصل با عنوان « منهجه فى السند وتقويمه » ابتدا سند را تعريف كرده و آنگاه اهميت آن را باز گفته است و سپس چگونگى اسناد احاديث كتاب را عرضه كرده و شيوهء شيخ را در گزارش سند ، اختصار سند ، و چگونگى استخدام روشهاى گونهگون را در عرضهء سند ياد كرده است . ( 218 - 181 ) . مؤلف در اين مبحث با توجه و دقت در چگونگى سند و تبيين و توضيحات كلينى از راويان ، القاب ، شغلها و مكانتهاى آنها و ديگر مسائل مربوط به شناخت دقيق اشخاص نشان داده است كه كلينى در چه مرتبهاى از شناخت حديث و آگاهى از